|
|
ع . ګوهر
مشکل کجا است ؟
خيلى ها مايهْ تاْسف و ښفت است كه امت اسلامي امروز مفاخرو مپاهات قاطپهْ
از پيش اّهنان مخلص نسبت به دين كه صفحات تاريخ اسلامي از كار نامه ها و
ايثار بى نظير ايشان زرين و شرف انوشه بودن را در سر تا سر جهان اسلام حاصل
كرده است، به اين ساده گى و احساس بى مسئوليتى به كهن طاق نسيان گذاشته و
خود فرسخ ها اّنسو تر مرز بيداري و فرهڼ غنى اسلام به زير چتر استعمار
اقامت بستر افگنده اند.
را د مردانيكه امروز اسلام عزيز بفام اّنها مى بالد و اّنها را فرزندان
نجيب خود عنواو ميكند اگر اندكى عميق بڼريم همهْ اين مباهات نتيجهْ به
معنى"واژه" مسلمان زسيتن و همه فرامين الهى را در زندگى خود تطبيق و پياده
نمودن اّنها بوده است.
اّنها متعهد ترين دسته نسبت به اّئين خداجل بوده و تلاش نستوه براى تحقق
بخشيدن فرامين الهى در همه ابعاد و عرصه هاى گونا گون زندگى بخرچ داده و
خويشتن را هما ره در راستاى اصلاح نفس، خوانواده، مجتمع خويش مسئول پنداشته
و كوشيده اند كه به نحوهْ درست از عهدهْ اين مسئوليت ايماني براّيند. بلى
متعهد بودن نسبت به اسلام در صورتى ميتواند درست باشد كه انسان احساس
ميتواند مسئوليت شناسائ كند البته بايد دانست كه مسئوليت شناسى ارتباط
ناگستنى و تڼاتڼ با خود شناسى دارد به اين معنى كه
انسان وقت خود را شناخت بعد از اّن، ميتواند در روشنائ معرفت نفس: كه
شالوده و زير سافت معرفت خدا است، در تحقق اهداف خود تلاش ميورزد و بدون شك
اين نوع فهم و درك از اسلام، خاصه همان پاره از افرادى است كه فرزام خلافت
الهىرا در زمين خدا دارند و اينها اند كه خداوند سكوى خلافت زمين رابه
اّنها محتوم گردانيده و ميفرمايد(ليستخلفنهم فى الارض).
پس اگر فرزندان امروزين اسلام براستى مدعى احياى مجد و شكوه از دست دادهْ
شان را دارند،بايد نخست از همه درك صحيح از اسلام داشته با شند، زيرا درك و
فهم درست كتاب و سنت انسان را مهذب، مسئوليت شناس و يك موجود با هدف ببار
مى اّورد. منظور از فهم صحيح دين اينست كه انسان بايك بصيرت عالى و حكيمانه
مقام و منزلت هرامردا بداند و هر چيز را در حد خود احترام بدارد، مثلاً در
درجهْ اول بايد در تنفيذ امور فرضي چه در عبادت و چه در معاملات بكوشد در
قدم دوم در واجبات و همچنين در تنقيذ سنت و مستحب و غيره....... اين نوع
درك وڼرش انسان را احساس منصف و عادل بودن در همه امور و عرصه ها ميبختد.
از همين جاست كه انسان گذشته از حقوق خداجل دردا دوستد باهم نوعان خود نيز
اين ښرد را درپيش مېيرد. و هرا مررا به نهايت اخلاص، امانت دارى و صداقت كه
همگى مستلزم عدل است، برابر است كه اين كار با خالق باشد يا مخلوق انجام
ميدهد، و همچنين همين دين است كه بعد از شناخت نفس متضمن سعادت بشرى بوده و
نحوهْ بر خورد با اقارب، همساېان، حتى با دشمنى و باالاّخره كافهْ بشريت و
طرز مدنى شدن جامعه، حقو ق افراد مجتمع اعم از مردوزن و راه هاى كاوش و
ښافتن دل زرات جهان و دست يافتن به عالم اسرار، و رهـذر نفوذ در اّسمانهارا،
ېان ېان به ما اّموخته است.
ولى متاْسفانه بايد گفت كه مشكل اساسى مان اينست كه بجز به عدهْ دندك همگان
دگوش فيل بخواب ناز سرگذاشته اند و از حس تكا پوو ترقى پزيرى و ميدر نسيم
كه اسلام پيوسته اتباع خود را به اّنها فرا خوانده است غافل مانده اند و يا
اينكه عدهْ به علت منفعت شخصى و مادى از اين حقيقت چشم دوخته و متاع اندك
دنيا را بر اّخرت ترجيح داده و يا به تعبير دېر مسئوليت گريزى كرده(خود را
در كوچهْ حسن چپ زده اند) كه اين مسئوليت گريزى در حقيقت به تعبير قراّنى .خويشتن
فريبى بوده و كاريست نا بخردانه (يخادعون الله والذين امنو و ما يخدعون الا
انفسهم) سوال اينست كه اّيا امكان دارد اين قشر خوابيده با ازهان متحجر خود
دوباره مجد را بهت اسلامى و افغانى از دست داده خود را دوباره بيابند؟ پاسخ
در اين صورت قطعيست كه اين خيال است و محال است و جنون. ولى از اّنجا ئيكه
هيج دردى بى درمان و هيچ معضلهْ بدون حل نيست با در نظر داشت همين اصل اگر
مجدداً سراز خواب برادرندو رخت از اين بن بست به جاده كشند و شيرازهْ از هم
پاشيده شده وحدت شان توسط دشمنان داخلى و خارجى را دوباره بنخيه زنند و دست
به دست هم داده از تعصب و ملت گرائ بيزارى جويند و مفاد خود را در مفاد ملى
بڼرند و به ميزان تعليم و تربيت افزوده و راهاى نفوذ جهل در ما بين جامعه
را مسدود سازند به علت اينكه افزودن به ميزان تعليم مستقيماً متناسب به
تمدن و فرهڼى شدن جامعه و معكوساً متناسب به قهقرا گرائ، ذلت و هوان يك ملت
است از اينرو فرهڼى ساختن جامعه رابايد اهم شمرده و اّن را اساس كار خود
بايد قرار داد زيرا ميزان تمدن و مدنى بودن جه معه ها منوط به فرهڼى بودن
اّنهاست در اينصورت بدون شك كه اين نوع جامعه د ېر جامعه كاملاً مدنى است
دېر نياز تكدى و در بوزه گى به اجانب انداشته و جامعه سيت خود كفا و اّزاد
منش، توانمندى اّزاد زيستن و حريت و حق تعين سر نوشت و قابليت استفاده از
منابع مادى و معنوى خود را دارْ ميباشد.
|